تبليغاتX
داد نــــــــــــــــــــــــــــــــامه
دانی چه غم جان کاه یست // نوز برنامده از چاله فتادن در چاه

شبانگاه است...

شبی دیگر از این شبهای ظلمانی و غم اندود

در این شهر پر از وحشت

که هر کس مرگ را چون سایه ای هر لحظه و هر جا

نشسته در کمین خویش می بیند،

تو دیگر هیچ میراثی

از انسانهای پر درد اهورایی

نمی یابی!

همه فریاد ها، "ناله"

تمام قلبها، "پاره"

همه در انتظار و حسرت فریاد یک "کاوه"

که یکبار دگر با دستهای خسته و رنجور

درفش دادخواهی وستم سوزی برافرازد!

نمی دانم...

نمی دانم که امشب بر سر یاران در بندم چه می آید...

نمی دانم که "ضحاک" امشب از خورد کدامین مغز آسوده ست!

ولیکن نیک میدانم

که دستان خدا نشناس اهریمن

به خون تک تک عشاق ایرانشهر آلوده ست!

"به دنبال کدامین قصه و افسانه می گردی؟"

من و تو باید این سر را به پای نام "میهن"، نام "آزادی" بیاندازیم!

چه باک از دیو خون ما به خاک پاک "ایران ویج" افشاند!

نمی دانم کسی، جایی سروده ست این:

"در این بیغوله رد پایی از یاران نمی ماند!"

 

  از دوست عزیزم مهرداد رحیمی

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 11:3  توسط حمید صمیمی | 
صدایم را از سرزمینی می شنوید

که همه انسانند اما چه انسانی ؟؟؟

نور چشمانشان را به بهای نانی فروخته اند

 و

شرفشان را به بهای نامی به فراموشی سپرده اند

و

 مرگ انسانیت را به نظاره نشسته اند

آه چه ناجوانمردانه تبر میزنند........

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 21:18  توسط حمید صمیمی | 
بعد از این سه سال اولین باریه که با تمام خواسته های دانشجویان متحصن موافقت می کنند ، که بی شک این به خاطر پایداری دلیرانه دانشجویان دانشگاه تربیت معلم کرج بر روی خواسته های به حقشونه.این به قول تمامی دوستان پیروزیی برای جنبش دانشجویی به حساب میاد.

درود بر دانشجویان دلیر دانشگاه تربیت معلم کرج

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 14:49  توسط حمید صمیمی | 

بیانیه انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه آزاد واحد کرج

در حمایت از دانشجویان تربیت معلم کرج

 

 

سه سال از روي کار آمدن دولت نهم با لفاظي هاي انتخاباتي و شعار هاي پوپوليستیي چون مهرورزي ، خدمت گذاري و  عدالت محوري مي گذرد اما در تمام اين سه سال کمر مهرورزي شکسته و سينه خدمت گزاري  دريده و عرق از پيشاني عدالت ريخته شده است.

سه سال است که آزادي مثله و عدالت زير چکمه هاي دولت نهم له مي شود و احمدي نژاد و تئوري پرداز هاي دولت او براي اداره جهان برنامه مي دهند ولي از اداره مملکت خود نيز عاجز مانده اند.

سه سال است که شاهد سر هنگی دولت در عرصه هاي فرهنگي هستيم  و هر روز اين فشار ها بيشتر و بيشتر مي شود و دانشگاه به عنوان نهادي که نماد "علم" و "فرهنگ" است از اين بابت بي نصيب نمانده است.

دولتي که نا توان از بهبود وضعيت اسفبار اقتصادي است و ریئس جمهور و وزيرانش در برخورد با مشکلات عديده و عظيم کشور ، سياست کوچک شمردن و ناديده گرفتن مشکلات را در پيش گرفته و آنها را به عوامل جهاني ،مافياي اقتصادي و کارشکني هاي رقيبان ارجاع داده و شانه خود را از زير بار مسئوليت خالي ميکنند .


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 14:44  توسط حمید صمیمی | 

داشتم وبگردی میکردم که به یادداشت های شخصی محمود احمدی نژاد در مورد دیدار صمیمی رئیس جمهور با دانشجوهای پلی تکنیک برخوردم ُ جالب بود .شما هم لذت ببرید از این نوشته:

در نشست دانشگاه اميركبير، وقتي جمعي كوچك در ميان اكثريتي مطلق در حضور رييس جمهور ، با آزادي كامل ، به رييس جمهور منتخب مردم توهين كردند و نمي ترسيدند ، احساس مسرت بخشي به من دست داد. ناخودآگاه به ياد شرايط دوران دانشجويي خود و 16 آذرهاي پيش از انقلاب افتادم كه چگونه در سالهاي سياه 54 تا 56 ، امكان تنفس سياسي و نقد حكومت سكولار مورد حمايت غرب در اين كشور نبود.  هزينه اهانت به مقامات حكومت ، مرگ يا زندان و  شكنجه بود و اينك شرايط بگونه اي است كه اقليتي محدود ، نظم جلسه اكثريت را با اهانت و حتي آتش زدن ، برهم مي زند اما اكثريت يعني دانشجويان واساتيد انقلابي، با تسامح و كرامت، تحمل مي كنند و دست به مقابله به مثل نمي زنند.

به عنوان دانشجوي سال 54 كه تجربه مكرر جنگ و گريز با پليس خشن شاه را از سر گذرانده و به ياد داشتم كه هزينه يك انتقاد كوچك به حاكميت ، چه سنگين بوده است ، ديروز  وقتي شاهد چنين جلوه اي از آزادي بودم نه تنها بعنوان محمود احمدي نژاد، كمترين كدورت يا ناراحتي اي در قلب خويش نسبت به كسي احساس نكردم بلكه به عنوان خادم ملت و رئيس جمهور و مسئول مديريت سياسي كشور، به اين انقلاب عظيم آزاديبخش، باهمه وجود باليدم و خدا را شكر كردم.

اين افتخار ما را بس كه همه جا دولتها عليه مخالفانشان، اعمال ديكتاتوري مي كنند و در اين كشور، يك جمع چند نفره با خيال راحت، عليه دولت برخاسته از آراي قاطع ملت و عليه اكثريت، توامان اعمال ديكتاتوري مي كنند وتلاش مي كنند به جاي سخن گفتن و شنيدن در فضايي آرام و منطقي كه  در شان دانشگاه و دانشگاهيان است، جلسه را متشنج كنند و در عين حال  هيچ واهمه و نگراني اي ندارند.

اين آزادي، دستاورد خون برادران و خواهران شهيد ماست. آبرو و همه هستي ما  فداي اين آزادي باد.

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم خرداد 1387ساعت 14:36  توسط حمید صمیمی | 

خبر استمرار و تثبیت طرح ارتقاء امنیت اجتماعی در سال 87 و مثبت ارزیابی کردن نتایج آن در سال پیش توسط احمدی مقدم، فرمانده نیروی انتظامی خبری بودکه در روز های پایانی ماه  پیش در خبرگزاری ها انتشار یافت.

طرحی که توسط عالی ترین مراجع قانونی از جمله شورای عالی انقلاب فرهنگی به ریاست رئیس جمهور تصویب و توسط شخص محمود احمدی نژاد به نیروی انتظامی ابلاغ گردید از آغاز اجرا با موجی از تنش ها و انتقاد ها در ابعاد داخلی و خارجی همراه بود تا جایی که این انتقادها به تلویزیون هم کشیده شد ، آنجا که سردار رادان یکی از فرماندهان ارشد نیروی انتظامی و مجری این طرح در مقابل چشم میلیون ها بیننده برنامه ای پر مخاطب مورد شدیدترین انتقادات از سوی  مجری جوان آن قرار گرفت.

اگرچه بعدها مجری جوان با ممانعت از ادامه فعالیت در سیما تاوان صراحت لهجه خود را پرداخت.

از آنجا که اجرای طرح ارتقاء امنیت اجتماعی ابعاد مختلف و گسترده ای داشت، یقینا بازبینی و بررسی کمی و کیفی آن خالی از فایده نخواهد بود.در این میان توجه به چند نکته ضروری می نماید:

*اول این که این طرح بعد از  سال 76 و در دولت آقای خاتمی هیچ گاه به این گستردگی  از طرف نیروی انتظامی انجام  و پیگیری نشده بود ، در نیم نگاهی به خبرگزاری های وابسته به دولت این موضوع کاملا مشهود است:

1-در اولین روز طرح ارتقاء امنیت اجتماعی، 1374 تذکر (خبر گزاری مهر 2/ 2/ 1386).

2- 2198  تذکر در دومین روز از طرح  امنیت اجتماعی / بازرسی 2838 باب مغازه /مجموع دستگیر شدگان179 نفر(خبر گزاری مهر 3/ 2/ 1386).

*دوم این که علیرغم تمام قول ها و حرف هایی که زده می شد در این طرح گاهی برخوردهای فیزیکی نیز صورت می گرفت که این نیز یا به دلیل عدم  وجود برنامه ای درست و از پیش تعیین شده در مقابل حوادث احتمالی بود یا حاکی از آن که این مسائل برای طراحان این طرح اهمیتی نداشته است.

1- معاون آموزش نیروی انتظامی: برخوردها در این طرح ، به هیچ وجه فیزیکی نیست/ رفتار پلیس در بر خورد با بد حجابان استاندارد است ... نمی خواهیم در نقطه مقابل مردم قرار بگیریم... (خبرگزاری مهر 1386/1/24).

2- نماینده ولی فقیه در ناجا: بر خورد پلیس با بد حجابی محترمانه و ارشادی است(خبرگزاری مهر1386/1/29).

*سومین مورد، نوع برخورد قوه قضاییه با افراد دستگیر شده بود که نسبت به آنچه انتظار می رفت، حیرت آور بود. 

مرتضوی دادستان دادگاه عمومی و انقلاب تهران: زنان دستگیر شده در طرح امنیت اجتماعی تبعید می شوند (خبر گزاری فارس21/ 2/ 1386).

*چهارمین مورد به دستگیری فرمانده نیروی انتظامی استان تهران و یکی از مجریان ارشد این طرح به علت سوء استفاده از موقعيت شغلي و امكانات دولتي، خيانت در امانت و جرائم مالي باز می گردد و تکذیب این خبر توسط باجناق آقای احمدی نژاد (سردار احمدی مقدم فرمانده نیروی انتظامی).

1- سردار زارعی با ارائه گزارش قابل توجهی از 52 روز اجرای طرح امنیت اجتماعی گفت: پلیس به 11 هزار و 993 تن از این افراد تذکر داده و بیش از 4 هزار نفر را دستگیر کرده. وی همچنین از دستگیری 53 نفر از زنان خیابانی خبر داد و اظهار کرد طی این مدت 45 مرد و 26 زن از مراکز فساد و فحشاء جمع آوری شدند و 49 دختر 26 پسر فراری نیز از سوی پلیس شناسایی و به مراجع قضایی انتقال یافتند همچنین پلیس با شناسایی مجالس لهو و لعب توانست 76 تن را در پارتی های شبانه دستگیر کند (پایگاه اطلاع رسانی پلیس 1386/2/26).

2- سیدمحسن قاضی بازپرس شعبه پنجم دادسرای کارکنان دولت در گفت وگو با ایسنا با اشاره به آنچه انتشار اخبار کذب و نادرست (ارتباط با 6 زن) در سایت های اینترنتی در مورد فرمانده سابق انتظامی استان تهران می خواند، اظهار داشت؛ در اوایل اسفندماه سال ۸۶، متهم مذکور به دستور اینجانب، جلب و پس از انجام تحقیقات و تفهیم اتهام از سوی بازپرسی و صدور قرار تامین کیفری به بازداشتگاه، اعزام و سپس متهم نسبت به سپردن تامین، اقدام و با صدور قرار قبولی تامین، طبق مقررات آزاد شد(آفتاب 1386/12/28).

*و پنجمین مورد که شاید با اهمیت ترین و تعجب برانگیز ترین مورد باشد، شعار های انتخاباتی آقای احمدی نژاد است؛

آقای احمدی نژاد در برنامه تبلیغاتی گفتگوی ویژه خبری شبکه 2، قبل از انتخابات: واقعا مشکل مردم ما  الان موی بچه های ماست خب بچه ها دوست دارند موشون رو هر جوری بزارند، به من و تو جه ربطی داره؟

من و تو باید به مسایل اساسی کشور  برسیم یعنی دولت باید بیاید اقتصاد را سامان بده،  فضای کشور را آرامش ببخشه،  امنیت روانی درست کند، پشتیبانی کند از مردم.

مردم سلائق گوناگون دارند با سنت های مختلف، اقوام مختلف، تیپ های مختلف، دولت خدمتگزار  همه هست. 

چرا مردم را کوچک می کنید یعنی مردم ما را اینقدر کوچک می کنید که الان مشکل مهم جوان های ما اینه که مدل موشون چه جوری بزارند و دولت هم نمی زاره.یعنی شان دولت اینه؟شان مردم اینه؟

یعنی اینه؟  این توهین به مردم ماست.!!!

چرا مردم  را دست کم می گیریم واقعا اینقدر یعنی الان مشکل کشور ما این که مثلا فلان دختر ما فلان لباس رو پوشیده؟  این الان مشکل کشور ما اینه؟ یا مشکل مردم ما اینه؟

 

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سیزدهم خرداد 1387ساعت 22:9  توسط حمید صمیمی | 
یک سال از حماسه ۵ خرداد می گذرد ُروزی که هیچ گاه از یاد اعضای شورای مرکزی فعلی و اعضای قدیمی انجمن پاک نخواهد شد.روز اتحاد تمام مخالفین روند قبلی انجمن که بعد از روز ها تلاش بی وقفه تونستند دانشگاه رو به باز کردن در انجمن اسلامی مجبور کنند.

یکسال از این حماسه گذشته ، اما این بار انجمن اسلامی نه به خاطر بی فعالیتی و کم فعالیتی بلکه بخاطر مستقل بودن ، آزاد بودن و فعال بودن دچار مشکل شده است.خنده داره وقتی برنامه های انجمن اسلامی که به تایید معاون دکتر جاسبی در تشکل ها و یکی از سه نفر اصلی و مسئول مستقیم تشکل امضاء میشه اما بعد توسط آقای حاجی خانی به دفتر نهاد فرستاده میشه تا به شرط امضای آنها امضاء کند و عدم تایید دفتر نهاد که امری شاید قابل قبول باشد ، انجمن اسلامی رو به راهی ناگزیر و اعتراضی نسبت به مسئولین دانشگاه محکوم می کنه.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه پنجم خرداد 1387ساعت 21:59  توسط حمید صمیمی | 

گاهی بعضی از اخبار باعث تعجب می شوند و بعضی دیگر علاوه بر آن تعجب ،حسرت ها و درد هایی عمیق را نیز به دنبال دارد.

خبر تصویب کمک ۳ میلیارد تومانی شهرداری به کشور لبنان و صحبت های مهدی چمران که گفته :"باید بیش از اینها به هموطنان لبنانی کمک کرد" از نوع دوم این خبر هاست.

با خوندن این مطلب ناخودآگاه چند پرسش همراه با سر درد برام بوجود آمده:(خطاب به خود ایشان)

نمی دونم آقای مهدی چمران، چطور شما با این اصالت لبنانی رییس شورای شهر تهران شدید؟اما حالا که به هر ترتیب در این شهر مسئول شده اید، آیا تا به حال  افرادی را که به خاطر نداشتن پول اجاره ی خانه با زن و فرزند خود شب های زمستانی را در زیر برف در پارک های همین کشور خوابیده باشند ندیده اید؟(یقینا ندیده ایدکه اینگونه بخشش می کنید)وآیا تا به حال همسر شما بخاطر مشکل پولی برای شستن رخت به خانه همسایه هایتان رفته تا  درد مردمی که در این مملکت زندگی می کنند را قدری بفهمید؟وآیا تا به حال  برای چند روز متوالی متروی کرج - تهران را برای رفتن به سر کار تجربه کرده اید تا بدانید که این مردم چه دردی می کشند؟مطمئنم خبر دارید که سیستم تهویه هر هفت قطار کرج به تهران خراب است و تا زمستان سال بعد بخاطر اتمام قرداد با شرکت سازنده ،جایگزین نخواهد شد .وجناب آقای چمران ُتا بحال با ماهی ۱۵۰۰۰۰ تومان زندگی کرده ای تا بیبینی این مردم چه جوری زندگی می کنند؟نمی دونم لازمه از درد این مردم بازم بگم یا نه؟.....

مطمئنم که شما هیچ چیزی را نمی بینید و هیچ دردی از این مردم را نمی فهمید.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1387ساعت 20:28  توسط حمید صمیمی | 
از وبلاگ دوست بسیار عزیزم مهرداد رحیمی

 

  سال ۸۶

  سالی که چند سال طول کشید

  سال اتفاق های بد ، سال خبر های بد

  سال اتحاد و انسجام !پشت میله ها 

  برای اون  بنفشه ها ، ستاره ها

 

روز قبل از شب یلدا بود که خبر تبرئه ی احسان منصوری، احمد قصابان و مجید توکلی رو شنیدیم.همه خوشحال بودند که اونها می تونند طولانی ترین شب سال رو به جای  بند ۲۰۹ ، در کنار خانواده خود باشند. اما نشد که نشد،آزاد نشدند .عید ۸۷ هم اومد و اونها همچنان بی گناه در زندانند ، و مادر هایشان همچنان چشم انتظار.

به امید آن روزی که هیچ دانشجویی در زندان نباشد.این شعر احمد شاملو رو هم تقدیم می کنم به این یاران در بندمان:

 طرف ما شب نیست

     صدا با سکوت آشتی نمی کند

            کلمات انتـــــــــظار می کشـــند

                   مـــن با تــــو تنها نیـــــــــستم

                          هیچ کس با هیچ کس تنها نیست

                                     شب از ستاره ها تنـــــهاتر است

طرف ما شب نیست

      چخماق ها کنار فتیله بی طاقتند

           خشم کوچـــــه در مشـــــت توست

                  بر لبان تو شعر روشن صیقل می خورد

                           و شب از ظلمت خود وحشت می کند

 

+ نوشته شده در  جمعه دوم فروردین 1387ساعت 16:7  توسط حمید صمیمی | 

درود بر روان پاک آموزگاران آزادی و استقلال

دکتر مصدق و دکتر فاطمی

چه کسی راهِ تو را خواهد رفت؟

چه کسی ؟
 
چه کسی حرفِ تو را خواهد گفت ؟
 
چه کسی؟
 
 
 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم فروردین 1387ساعت 0:57  توسط حمید صمیمی | 
 

بر ما چه رفته است؟

که نه فرعون و قارون را به یاد داریم نه بلعم باعور را؟

نه آنانی که از آنان داد خواستند؟

بر ما چه رفته است؟

که از یاد بردیم فریاد کاوه را؟

 و از دست انداختیم درفشش را؟

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 15:44  توسط حمید صمیمی | 
دو سالی میشود که هر روز وهر روز گوشمان به شنیدن خبر های تعلیق دانشجو ، تبعید دانشجو ، تعلیق فعالیت ها ی انجمن اسلامی ها ، منحل کردن برنامه ها ی انجمن ها ،احظار به کمیته های انضباطی ، تحصن ها ، باز داشت ها ، دادگا های انقلاب برای دانشجو ها ،دادگاه های تجدید نظر برای تبرئه شدگان ،تحت فشار قرار گرفتن برای اعتراف ، اراذل و اوباش خواندن دانشجو ، برانداز خواندن دانشجو ، عامل فساد بودن و..... عادت کرده و قلبمان آزرده شده است.

روز های سختی بر جنبش دانشجویی و مردم می گذرد، اما وقتی از انتخابات می پرسند، واقعا نمی دانم چه جوابی باید داد.امروز وقتی یکی از دوستان این سوال را از من پرسید به یاد تیتر چند ماه پیش روز نامه اعتماد افتادم که از قول آقای احمدی نژاد نوشته بود اطلاع موثق دارم که مردم دنیا خسته اند.

آری تمام مردم دنیا خسته اند و ما هم که جزیی از آنهاییم خسته ایم..از بس که شنیدیم اما ندیدیم.از پول نفت سر سفره مردم که بعد ها تکذیب شد ، از عدالتی که هیچ گاه اجرا نشد ،از رشد و توسعه کشور که جز پسرفت نماند، از آزادی بیان در دانشگاه ها که جز زندان نصیب نشد؟ از خبر جشن هسته ای که قطعنامه سوم را نصیبمان کرد؟از کاهش شهریه دانشگاه آزاد که افزایش یافت؟ از عدالتی که در انتخابات نصیبمان شد؟ و هزاران وعده ای که فقط شنیدیم.

آری آقای احمدی نژاد ما هم خسته شده ایم ، خسته

اما همچنان بدنبال عدالت و آزادی دوانیم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم اسفند 1386ساعت 16:9  توسط حمید صمیمی | 

دو ایراد اما یک توصیه

روز  پنجشنبه بسیج دانشجویی مراسمی را با عنوان کلیپ های شیطانی (تریبون آزاد)برگزار کرد ،که با استقبال خیل کثیری از دانشجویان روبرو شد ،جوری که شاید به جرات بتوان گفت که  اگر عکسی از بالا گرفته می شد کسی قطعا متوجه نوع کفپوش  یا رنگ موکت سالن نمی شد . اما این تریبون آزاد به به مناقشه درباره اشتباهات برگزارکنندگان تبدیل شد.

اما ایراد اول : موضوع جلسه مربوط  به  نقد و بررسی کلیپ های شیطانی بود اما دانشجویانی که به این مکان آمده بودند و کسانی که به پشت تریبون آزاد رفتند، اکثریتشان نه برای دفاع و صحبت درباره شیطان پرستی بلکه فقط برای اشتباهی که بسیج دانشجویی (نوشتن نام گروهی مثل متالیکا در کنار کلمه شیطان پرستی) انجام داده بود، آمده بودند که این امر به خاطر اطلاعات کم در مورد این گروه ها اتفاق افتاده بود و همینطور نظر سخنران در باره مرلین منسن که مورد قبول طرف های مقابل قرار نگرفت نیز از همین مورد است.

ایراد دوم : اعتراض برخی از دانشجویان نیز در حین پخش کلیپ بوجود آمد که این امر نیز ناشی از اشتباهی بود که در متصل کردن بخش های مختلف کلیپ ها رخ داده بود و نشان از عدم مطالعه و شناخت کافی درباره این موضوع بود .

و اما توصیه کوتاه بنده به بسیج دانشجویی این است که این برنامه را به عنوان تجربه ای همیشه پیش روی خود قرار دهند تا آنچه که در این جلسه اتفاق افتاد ،دگر رخ ندهد درواقع توصیه اینست که همیشه قبل از اجرای  هر مراسمی باید همه جوانب آن را سنجید و سپس در پی انجام آن برآمد.

 

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 22:5  توسط حمید صمیمی | 

امروزه می توان به جراُت گفت که دراکثر گفتمان های مربوط به حوزه سیاست ،مساله مصلحت اندیشی و به سلا خی رفتن حقیقت  ، مستقیم یا غیرمستقیم مطرح است یا دخالت دارد.

 

اما همیشه سوال هایی در این میان مورد نزاع واقع می شود که هنوز پاسخ کامل و قانع کننده­یی برای آن­ها نیافته ام.

 

اول- از منظر اخلاق، مصلحت اندیشی (گفتن دروغ به جای حقیقت یا نگفتن حقیقت و کتمان آن ) چه جایگاهی دارد؟

 

دوم- به فرض ارجحیت مصلحت بر حقیقت در زمان ضرورت ، معیار تشخیص این موقعیت و حد یقف این مصلحت اندیشی (که با توجه به دنیای مدرن و همیشه در حال تغییر ما هرگز نمی تواند ثابت باشد) چیست؟

 

سوم- موردی که شاید اهمیت آن از دیگر موارد بیشتر باشد این است که چه کسی اجازه و لیاقت آن را دارد که بتواند حقیقت را بنا به دید خود به مسلخ مصلحت ببرد؟ آیا واقعا کسی را می توان یافت که بتواند تمام جوانب کار را در نظر بگیرد و بدون اشتباه حکم به قربانی شدن حقیقت دهد؟

 

دوستان­مان در تشکل آرمان تبریز نیز شاید گرفتار این مصلحت اندیشی از سوی مسوولان شده اند که در مقابل درخواست تحصنشان در اعتراض به رد صلاحیت های گسترده نه با مجوز تحصن و قبول درخواستشان بلکه در روزنامه ایران و باشگاه خبرنگاران جوان با خبر عدم وجودشان مواجه شده­اند!

 

خداوندا !

مرا از این پدیده شوم مصلحت پرستی که چون همه کس گیر شده است وقاحتش از یاد رفته و بیماری­یی شده است که از فرط عمومیتش هر که از آن سالم مانده باشد بیمار می نماید مصون بدار.

(دکتر علی شریعتی)

 

+ نوشته شده در  شنبه چهارم اسفند 1386ساعت 21:54  توسط حمید صمیمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
خود بینی
حمید صمیمی
متولد تیر ماه سال 1363
دانشجوی ترم آخر کارشناسی عمران دانشگاه آزاد کرج
عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه آزاد کرج

جالب و خواندنی
+احمدی نژاد : دوران حكومت ظالمان در جهان به پايان رسيده است-------------------------------
+احمدي نژاد: قطعنامه هديه شوراي امنيت به ايران است--------------------------------------------
+احمدی نژاد: نفت خوردنی نیست که آن را سر سفره ها بیاوریم-------------------------------------
+احمدی نژاد: بعید است اجازه بدهند اوباما رییس جمهور شود-----------------------------------------
+رامین مشاور احمدی نژاد: اگر سومين كشور تورمي هستیم به اين دليل است كه نمي توانيم جاسوسان را در كشور محاكمه كنيم--------------------------------
+الهام در واکنش به تغییرات مجلس در بودجه 87: این لایحه شیروی ما نیست------------------
+امام جمعه موقت تهران :حتي يک نفر به جرم انتقاد در زندان نيست------------------------------
+فرمانده کل سپاه به بسيجيان اعلام کرد :حمايت از اصولگرايان تکليف الهي است------------------
+باهنر:زندگي برخي نمايندگان مجلس ششم به خاطر رأفت نظام است--------------------------------
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
دوستان
انجمن اسلامی دانشجویی کرج
هرز نوشته ها(حامد عزیزی)
بوم رنگ(عطا آشتیانی)
ققنوس(مهرداد رحیمی)
همهمه(الیاس خلج)
دانشجو یا دانش جو (ا.عظیمی)
تمام ناتمام من(مهراوه)
ماه هشتم(نرگس)
اوهــــ ـام(امید ایران مهر)
پیوندهای فکری
دکتر علی شریعتی
دکتر عبدالکریم سروش
دکتر محسن کدیور
دکتر سارا شریعتی
دکتر محمدجواد غلامرضاکاشی
پیوندهای خبری
ادوار نیوز
خبرنامه امیرکبیر
روز
میزان نیوز
دوستان دیگر
تا آزادی پلی تکنیکی ها (مهدی عربشاهی)
نئومسلمان (علی وفقی)
نوشته های یک لیبرال دموکرات(رشید اسماعیلی)
برهنگی (میلاد اسدی)
آذر (فرید مدرسی)
گاه نوشت (علی عزیزی)
یادداشتهای یک خبرنگار خودخوانده (علی ملیحی)
آواز نو (حسن اسدی زیدآبادی)
آینده روشن (مهدي رفعتي)
گذرگاه (اردشیر محمدی)
گالری عکس
دکتر علی شریعتی
مهندس مهدی بازرگان
دکتر عبدالکریم سروش
آیت الله طالقانی